دیروز ۲۲ بهمن بود شکنجه های ساواکو نشان داد  تو تلویزیون ایران  پدرم شروع کرد گفت همه اش راسته ساواک باکسی شوخی نداشت منم گفتم بابا الان بهتره گفت بله منم گفتم بابا الان بری  تو خیابان تظاهرات کنی شعار........بدی بچه های بالا همگی میان با شربت وشیرینی ازت پذیرایی میکنن یکی کفشاتو واکس میزنه یکی  گل میریزه رو سرت سرهنگ میگه تورو خدا مارو ببخش برات کاری نکردیم  خدایش دیگه آدم روش نمیشه دوباره بره خیابان  پدربزرگم زد پس کلم گفت پدرس....میخوای بری تظاهرات  منو پدرم رخ به رخ زدیم زیر خنده